|
مزمارنامه
وب سايت شخصي جناب مزمار |
|
|
دو خبر و يک هشدار خبر اول: به نقل از روزنامه ايران مورخ 3 خرداد 1384
نگهدارى گربه ازجوجه اى دراروميه باعث شده، گربه هاى ديگراز ترس اين گربه مهربان به جوجه نزديك نشوند. به گزارش واحد مركزى خبر، در خانه اى در اروميه گربه اى زندگى مى كند كه از وقتى كه يك جوجه چند روزه را ديده است، انس و الفت خاصى با آن پيداكرده طورى كه اكنون دو ماه است كه از وى نگهدارى مى كند. علاقه اين گربه به جوجه به قدرى است كه پس از تولد بچه هايش نيز از اين جوجه مراقبت مى كند و بچه گربه ها هم به تبعيت از مادرشان با اين جوجه خوش شانس مهربانند. گربه مهربان كه طاقت دورى جوجه كوچولو را ندارد مثل او پفك مى خورد. اين گربه كه دوست دارد مادر جوجه ها باشد پارسال هم از ۸ جوجه نگهدارى كرده بود. * * * خبر دوم: به نقل از روزنامه ايران مورخ 2 خرداد 1384 روز ۳۰ خرداد ماه سال ۸۳ وقتى به پليس شهرستان اسلامشهر گزارش شد پسر بچه اى به دست نامادرى اش به قتل رسيده است تيم جنايى به كوى دوم در خيابان مدنى اعزام شد و در حمام خانه اى با پيكر خون آلود پسر 12 ساله اي روبرو شد. مأموران كه با ديدن آثار بريدگى روى رگ هاى دست و گردن قربانى خردسال انگيره عامل جنايت را انتقامجويى تشخيص دادند با به دست آوردن تارهاى موى زنانه لا به لاى انگشتان مجتبى، پى بردند كه نامادرى فرارى عامل اصلى جنايت بوده است. همسايگان نيز با ادعاهايى اين فرضيه را قوى تر كردند، آنان به كارآگاهان گفتند كه از لوله آبى متصل به خانه نامادرى فرارى به جوى آب كوچه، خون جارى بود و از آنجايى كه اطلاع داشتيم آنان قصد قربانى كردن گوسفندى ندارند با نگرانى به در خانه اش رفتيم و زنگ زديم، وقتى فاطمه - نامادرى مقتول - در را به روى ما باز كرد پريشان حال بود و زمانيكه از ما شنيد در جوى آب خون ديده ايم با صدايى لرزان گفت كه مجتبى را كشته است سپس با كنار زدن ما پا به فرار گذاشت. ساعاتى بعد فاطمه با پاى خود به كلانترى ۱۱ اسلامشهر رفت و با بيان اينكه پشيمان است گفت: چهار سال پيش با پدر مجتبى كه دخترى نيز دارد ازدواج كردم و از او صاحب دو بچه شدم، شوهرم بين بچه هايش تبعيض قائل مى شد كه باعث بروز اختلاف شديدى شده بود، نمى دانم چرا تصميم گرفتم دست به اين كار بزنم، مى خواستم از شوهرم انتقام بگيرم. روز قتل مقدارى داروى بى هوشى به خورد پسر ناتنى ام دادم و او را به حمام بردم در آنجا مجتبى را كتك زدم او هيچ حسى براى دفاع از خود نداشت فقط يكبار موهايم را كشيد و من او را كشتم. * * * هشدار: حين استفاده از لفظ "حيوان" براي انسانها، حواستون باشه که به کدومشون دارين توهين ميکنين!
|
|
Copyright © Mazda Fathali, All rights reserved. |